تحولات منطقه

۴ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۴:۴۸
کد خبر: ۶۰۲۱۳۵

به شکل غیرقابل درکی نابغه است این هیولا! و شب ها شروع می کند به حرف زدن و حرف زدن، با اینکه نامرئی ست... بله، هیولای نامرئی... مطمئنم صفت و موصوف مناسب را بکار برده ام.

زمان مطالعه: ۱ دقیقه

قدس آنلاین - گروه استانها - رقیه توسلی: همین که مُدام، شاه نقش زندگی بعضی ها را بازی می کند و اصلاً غروب خورشید سرش نمی شود! نمی داند که چشم ها هم باید به مرخصی بروند، مغزها هم.

همین که اطبا می گویند حضور مکررش، آلزایمر و دیابت و فشارخون و افسردگی را هم صدا می زند. همین که با دنیای دیازپام و میدازولام و اکسازپام، جیک تو جیک است.

بی خوابی را می گویم... دردِ غریبی که باتری اش همیشه شارژ و کلماتش در تاریکی پخش و پلاست... نمی گذارد معجونِ شیرین خواب را سر بکشی... رفاقت کنی با ناپدیدشدن... با خوابِ خوب... خواب آرام... عمیق... .

همین که به چراغ های خانه می گویی شب تان بخیر، دَر می زند! مُسکن های دُز بالا سرش نمی شود... شیرعسل با عصاره ی وانیل هم... توی مُخ نامرئی اش نمی رود، چشم هایی که ساعت ها باز مانده، گناه دارند... سوزش دارد کورشان می کند، در آستانه بیهوشی اند.

فقط می آید؛ خوشحال و غمگین و مضطرب و خسته هم سرش نمی شود... و وادارت می کند به داشتن چشم های باز... از بس سنگدل است این هیولا.

کاش مرئی بود تا می شد یقه اش را گرفت. موهایش را کشید و هزارها قرص بلعیده شده بی فایده را پاشید توی صورتش!

مثل کوهنوردی که قله را با زحمت و رنج صعود می کند، بی خوابها خودشان را تا فردا می کشانند، هر شب...

و کسی چه می داند که چیست درازای شب و روشنایی که خودش را برای یک نخوابیده، لوس می کند؟

و کسی چه می داند که چیست همنشینی با هیولایی که صبح هنگام، ردّپای آمدنش محو می شود و یک خط از این سفرنامه ثقیل را هرگز نمی شود با خوابدارها درمیان گذاشت!

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha