من ایده خانههای جدا را دوست دارم. هر کسی خانه خودش را داشته باشد. اسباب و اثاثیه خودش را داشته باشد و هفتهای یکی دو شب طرفش را ببیند و با هم باشند. اینجوری همه چیز سریع عادی نمیشود. آدم هم تمیز میماند! خانهاش را تمیز میکند. آشپزی میکند. حمام میرود و حواسش است برای آن یکی دو شب مرتب باشد. رابطه هر روزه آدم را پژمرده میکند! آدم عادت میکند و بیمبالات میشود.....»
این جملاتی است که دختر خانمی آن را در وبلاگش به نقل از یک فرد دیگر منتشر کرده و در ادامه آورده است که خودش هم با نظر نویسنده متن موافق است و همین کار را تکرار میکند. یعنی همراه با مردی که هنوز با او ازدواج نکرده به صورت اشتراکی زندگی میکنند. بسته به اینکه منزل متعلق به چه کسی باشد هر وقت یکی از آنها از دیگری خسته شد، طرف مقابل باید با آرامش وسایلش را جمع کند و از آنجا برود!!!
سبــک زندگی اروپــــــــــــــــــایی
سالها بود از آنهایی که در سایر کشورها به جز ایران زندگی میکردند شنیده بودم که زن و مرد در این کشورها به راحتی با یکدیگر هم خانه میشوند بدون اینکه ازدواج کرده باشند! «زندگی پارتنری» واژهای است که این افراد برای مدل زندگی خودشان انتخاب میکنند. هر وقت و به هر دلیلی یکی از طرفین نخواهد به چنین زندگیای ادامه دهد چمدانش را بر میدارد و میرود. و بعد به دنبال پارتنر یا شریک تازهای میگردد. نکته قابل تامل این است که در اینگونه کشورها دولت با مسالهای به نام کودکان تک سر پرست مواجه است چرا که گاهی فرزندانی که حاصل زندگی پارتنری هستند توسط یکی از طرفین پذیرفته میشود. گاهی هم طرفین به زندگی پارتنری ادامه میدهند و فرزند را با یکدیگر بزرگ میکنند و شاید در زمان بزرگ شدن فرزندشان تصمیم بگیرند که با هم ازدواج کنند!
چندی پیش «مرتضی طلایی» عضو شورای شهر تهران اعلام کرد که این مدل زندگی در شمال شهر تهران هم رواج پیدا کرده است. البته او هیچ آماری ارائه نکرد زیرا احتمالا هنوز تحقیق میدانی به شکل جدی در این زمینه صورت نگرفته است.
آژانس املاک، مرکز شهـــــــــــــر تهران
برای اینکه تحقیقات گزارشم را تکمیل کنم به سراغ یکی از آژانسهای املاک میروم و از او میخواهم که شرایط نوشتن قولنامه را برای مشتریان توضیح دهد. او میگوید زمانی که یک فرد میخواهد منزلی اجاره کند ما حتما از او میخواهیم شناسنامه و کارت ملی به همراه داشته باشد تا بتوانیم مشخصات واقعی او را در دفتر ثبت کنیم و همچنین مجرد و یا متاهل بودن او را متوجه شویم.
میپرسم، اگر کسی مجرد باشد به او منزل اجاره نمیدهید؟ میگوید چرا! اما بسته به شرایط صاحب ملک فرق دارد. گاهی صاحب خانه نمیخواهد مستاجرش مجرد باشد و اگر مجرد باشد شرایط فرق میکند. میپرسم پس چگونه است که ما شنیدهایم در موارد زیادی زن و مرد مجرد بدون اینکه ازدواج کرده باشند در یک آپارتمان با یکدیگر زندگی میکنند؟
میگوید بیشتر این افراد در شمال شهر زندگی میکنند زیرا منازل در آن قسمت شهر بسیار گران است و هر کسی توانایی اجاره کردن آن را ندارد و چون بیشتر این افراد هم منازل را گاهی گرانتر از رقم تعیین شده اجاره میکنند صاحبان املاک خیلی کنجکاوی نمیکنند که این افراد چند نفر هستند. همین که تعداشان کم است برایشان کافی است. ضمن اینکه این گونه افراد که زندگی اشتراکی خارج از چهار چوب ازدواج دارند در شمال شهر راحتتر زندگی میکنند. مردم در مناطق بالای شهر کاری به کار یکدیگر ندارند و در زندگی یکدیگر سرک نمیکشند بنابراین آنها راحت ترند که در آن قسمت شهر زندگی کنند. در مراکز شهر، مردم هنوز به سنتها پایبند هستند و چنین زندگیهایی را در همسایگی خودشان نمیپذیرند.
ازدواج غیـــــــــــــــــــــــررسمی
یک استاد دانشگاه و جامعهشناس دینی در خصوص رواج چنین پدیدهای در زندگی امروزی میگوید: اگر کسی مسلمان باشد حتماً شرایط ازدواج را برقرار میکند و بعد چنین زندگیای را آغاز میکند. در کتابهای برخی مراجع تقلید هم خواندهاید که اگر زن و مردی به یکدیگر تمایل داشته باشند میتوانند صیغه محرمیت را - در مواردی حتی به زبان فارسی- بخوانند و با یکدیگر محرم شوند.
مشکلات اقتصــــــــــــــــــــــادی
دکتر مریم یوسفی، جامعهشناس و استاد دانشگاه در خصوص زندگیهای پارتنری به خبرنگار ما میگوید: باید تاکید کنم که فرهنگ ایرانی، اسلامی، عرف و قانون هیچکدام تشکیل چنین زندگیهایی را نمیپذیرد و نمیپسندد اما مساله اینجاست که این شکل زندگی مدتهاست که رواج دارد و من موارد بسیاری را دیدهام. وی میگوید: شاید یکی از اصلیترین دلایل آن این باشد که ازدواج برای جوانهای ما یک کابوس شده است. باید هفت خوان رستم را رد کنند تا به زندگی مشترک برسند. اما در این شیوه زندگی، طرفین توافق میکنند که یک نفر اجاره منزل را بدهد و یک نفر هزینههای زندگی را بپردازد و ضمناً زندگیهای بسیار سادهای دارند.
وی میافزاید: مثلا در مواردی طرفین چندین سال است که با هم زندگی میکنند و حتی افراد خانواده آنها هم در جریان هستند. اما در بیشتر موارد آنها در شهری غیر از شهر خودشان زندگی میکنند. جایی که تقریبا برای مردم آن شهر ناشناس باشند و کسی خانواده آنها را نشناسد.
دکتر یوسفی میگوید: نمیتوانیم افرادی که چنین شیوه زندگی را انتخاب میکنند به قشر خاصی نسبت دهیم چرا که در بین این افراد از همه اقشار وجود دارند. بهرحال این پدیدهای است که وجود دارد. آنها البته اغلب اصلا بچهدار هم نمیشوند. زیرا مشکلات اقتصادی سبب شده است آنها این زندگی را انتخاب کنند و بچه مشکلاتشان را بیشتر میکند.
فروپاشی نظام خـــــــــــــــــــانواده
درست است که مشکلات اقتصادی، یکی از دلایل دیر ازدواج کردن جوانها شده است اما باید گفت اگر یک دختر و پسر جوان میتوانند بدون گرفتن هیچ مراسم و هزینهای در کنار یکدیگر به تفاهم برسند و زندگی کنند چرا همین شیوه زندگی را به شکل رسمی و شرعی انجام ندهند؟ مگر چه اتفاقی میافتد اگر کسی مراسم عروسی نگیرد و جهیزیه آنچنانی نداشته باشد؟
مسلم است که اگر چنین شیوه زندگی بخواهد گسترش پیدا کند ایران هم به عنوان یک کشور اسلامی جا پای کشورهای اروپایی میگذارد و آمار ازدواجهای ثبت شده به شدت کاهش پیدا میکند و همچنین نرخ رشد موالید به صفر خواهد رسید. دیگر چیزی به نام «خانواده» وجود نخواهد داشت و آسیبهایی که از قبل چنین رخدادی متوجه جامعه خواهد شد بسیار جدیتر از آنچه که اکنون است، خواهد بود.
بچههای تک سرپرست یکی از اصلیترین مشکلاتی است که ممکن است در آینده گریبانگیر جامعه ما شود. گاهی اوقات ما نمیدانیم چه چیزهایی را باید از غرب تقلید کنیم و چه چیزهایی را نباید تقلید کنیم. اگر چنین شیوه زندگی نتایج مثبتی داشت کشورهای غربی اکنون در آسیبهای اجتماعی به بن بست نرسیده بودند.
اما شخصاً مسؤولان فرهنگی جامعه را، همانها که در بین مردم نفوذ کلام دارند در ترویج این شیوه زندگی مقصر میدانم. آنها که مدام راهحل گریز از آسیبهای اجتماعی را در ازدواج دختر و پسر به هر شکلی و با هر شرایطی میدانند. وقتی به راحتی درباره ازدواج موقت دانشجویی صحبت میشود نتیجه این میشود که دختر و پسری که از خانوادههایشان دور میشوند در شهر دیگری زندگی مشترکی را با هم آغاز میکنند و اصلا به عواقب کارشان فکر نمیکنند. و اگر قانون یا عرف و یا حتی شرع از آنها توضیح بخواهد، میگویند: ما ازدواج موقت کردهایم. به همین راحتی!




نظر شما