فخرالسادات حسینی، کارشناس فرهنگی در یادداشتی که در اختیار ما قرار داده درباره بعثت رسول مکرم اسلام نوشته است:
مطابق با آنچه در منابع آمده است، در حالی که پیامبر اکرم(ص) در غار حرا (کوه نور) در حوالی مکه معظمه به عبادت و نیایش میپرداخت، جبرئیل بر وی نازل شد و بر وی آیاتی از قرآن مجید را به عنوان طلیعه نبوت نازل نمود. نخستین آیاتی که بر آن حضرت فرود آمد، آیههای نخستین سوره علق بود.
امام حسن عسکری(ع) در توصیف بعثت نبی اکرم(ص)، میفرماید: «.. تا این که به چهل سالگی رسید، و خداوند قلب کریمش را بهترین و والاترین و خاشعترین و مطیعترین قلبها یافت. پس به درهای آسمان اجازه داد و آنها بازشدند و به ملائکه اجازه داد و آنها نازل شدند و در این حال محمد(ص) به آنها مینگریست.
پس رحمت از طرف عرش بر وی نازل شد و او به روح الامین (جبرئیل) نگاه میکرد، جبرئیل نزد او فرود آمد و دستش را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد! بخوان، محمد فرمود: چه چیزی را بخوانم؟ گفت: ای محمد! «اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ * خَلَقَ الْاِنسانَ مِنْ عَلَقَ * اِقْرَا وَ رَبُّک الْاَکرَمُ * اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ...». (قرآن را) به نام پروردگارت -که هستی را آفرید- بخوان، همو که انسان را از خون بسته آفرید. بخوان که پروردگارت از همه ارجمندتر است. همو که با قلم تعلیم داد و آن چه را که انسان نمیدانست به او آموخت. (۱)
سپس آنچه را که میبایست بر او نازل کرد و خودش به سوی پروردگارش بالا رفت. محمد(ص) از کوه پایین آمد در حالی که عظمت خداوند و جلالت ابّهت الهی او را مدهوش خود کرده بود و به تب و لرز دچار شده بود. چیزی که اضطرابش را بیشتر میکرد، این بود که میترسید، قریشیان او را تکذیب کرده و او را به دیوانگی نسبت دهند، در حالی که او عاقلترین مردم و گرامیترین آنان بود و مبغوضترین چیزها در نظر او شیاطین و اعمال دیوانگان بود؛ بنابراین، خداوند اراده کرد که قلبش را مملوّ از شجاعت نماید و به او فراخی دل عنایت فرماید. برای همین از کنار هر سنگ و درختی که رد میشد، میشنید که میگفتند: «السّلام علیک یا رسول اللّه».
در قرآن مجید و روایات اسلامی به ویژه در نهج البلاغه، درباره اهداف و ثمرات بعثت پیامبر اسلام سخنان بسیاری وجود دارد که بخشی از آن در اینجا ذکر میشود:قرآن کریم: «یا أیهَا النَّبِی إنّا أرسَلناک شاهِداً و مُبَشِّراً و نَذیراً و داعِیاً إلَی اللَّهِ بِإذنِهِ و سِراجاً مُنیراً»؛ (۲) ای پیامبر، ما تو را گواه و نوید دهنده و هشدار دهنده فرستادیم که به فرمان خدا به سوی او دعوت کنی و چراغی روشنی بخش باشی.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «إنَّما بُعِثتُ لاُِتَمِّمَ مَکارِمَ الأخلاقِ»؛ من مبعوث شدم تا بزرگواریهای اخلاقی را کامل کنم. (۳)
امام علی(ع) نیز فرمود: «إِلَی أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَی النَّبِیینَ مِیثَاقُهُ، مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ، کرِیماً مِیلَادُهُ، وَ أَهْلُ الْأَرْضِ یوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ، بَینَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِی اسْمِهِ أَوْ مُشِیرٍ إِلَی غَیرِهِ، فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَکانِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ»؛ (۴) (این وضع همچنان ادامه داشت) تا این که خداوند سبحان محمّد رسول الله(ص) را برای وفای به عهد خویش و کامل کردن نبوّتش مبعوث کرد. این در حالی بود که از همه پیامبران، درباره او پیمان گرفته شده بود (که به او ایمان بیاورند و بشارت ظهورش را به پیروان خویش بدهند) و در حالی که نشانه هایش مشهود و میلادش ارزنده بود و در آن روز مردم زمین، دارای مذاهب پراکنده و افکار ضدّ و نقیض و راهها و عقاید پراکنده بودند: گروهی خدا را به مخلوقاتش تشبیه می کردند و گروهی نام او را بر بتها می نهادند و بعضی به غیر او اشاره و دعوت می نمودند، امّا خداوند آنها را به وسیله آن حضرت از گمراهی رهایی بخشید و با وجود پربرکتش، آنان را از جهالت نجات داد.
امام علی(ع) فرمود: «فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ لِیخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَی عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّیطَانِ إِلَی طَاعَتِهِ، بِقُرْآنٍ قَدْ بَینَهُ وَ أَحْکمَهُ لِیعْلَمَ الْعِبَادُ رَبَّهُمْ إِذْ جَهِلُوهُ وَ لِیقِرُّوا بِهِ بَعْدَ إِذْ جَحَدُوهُ وَ لِیثْبِتُوهُ بَعْدَ إِذْ أَنْکرُوهُ. فَتَجَلَّی لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کتَابِهِ مِنْ غَیرِ أَنْ یکونُوا رَأَوْهُ بِمَا أَرَاهُمْ مِنْ قُدْرَتِهِ وَ خَوَّفَهُمْ مِنْ سَطْوَتِهِ، وَ کیفَ مَحَقَ مَنْ مَحَقَ بِالْمَثُلَاتِ وَ احْتَصَدَ مَنِ احْتَصَدَ بِالنَّقِمَاتِ»؛ (۵) خداوند محمّد را به حق مبعوث کرد تا بندگانش را از پرستش بتها به عبادت خویش دعوت کند، و از عبادت شیطان، به عبادت خود فراخواند (این دعوت الهی) به وسیله قرآنی انجام شد که آن را با بیانی روشن تبیین، و استوار کرده است، تا بندگان، پروردگار خویش را بشناسند، بعد از آن که او را نمی شناختند، و به او اقرار خداوند سبحان در کتاب خویش بر بندگان تجلّی کرد و آشکار شد، بی آن که او را ببینند، بلکه این تجلی به وسیله آیات قدرتش بود که به آنان نشان داد و بندگان را از سطوت و غضب خویش بر حذر داشت، و چگونگی نابودی اقوام طغیان گر و درو شدنشان به وسیله عقوبتها و کیفرها را به آنها ارائه کرد.
مبعث رسول اکرم(ص) زمینه دریافت حقایق انسانی را فراهم کرده است در حقیقت بشر با کمک رسالت انبیاء سعادت و سجایای اخلاقی و کرامت انسانی را کسب میکند، عید مبعث در کنار عیده غدیر خم عنوان اعیاد بزرگ دین اسلام را به خود اختصاص دادهاند، زیرا هر دو از جنس ولایت هستند، مبعث ولایت پیامبر اکرم (ص) و غدیر ولایت امیرالمومنین(ع) است، این دو بزرگوار حامل نسخههای کامل سعادت بشری هستند، آنان مأمورند تا با کلید توحید مسیر رستگاری را در مقابل انسانها قرار دهند.
پی نوشت:
۱- تاریخ تحقیقی اسلام (موسوعة التاریخ الاسلامی)، ج۱، ص ۳۱۶، به نقل از بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۲۰۶،
۲- سوره احزاب ۴۵ تا ۴۶،
۳- بحارالانوار، جلد ۱۶، صفحه ۲۱۰،
۴- خطبه ۱ نهج البلاغه
۵- خطبه ۱۴۷ نهج البلاغه
نظر شما