بامداد سوم ژانویه ۲۰۲۶، نیروهای آمریکایی در عملیاتی گسترده نیکولاس مادورو، رئیسجمهور منتخب ونزوئلا و همسرش سیلیا فلورس را از کاخ میرافلورز ربودند و به ایالات متحده منتقل کردند. این اقدام که دونالد ترامپ آن را «عملیاتی هوشمندانه» نامید، با بمباران برخی پایگاههای نظامی همراه بود و برپایه گزارشهای رسمی کاراکاس، جان دهها نفر از جمله شهروندان و محافظان را گرفت.
بلافاصله پس از این رویداد، چهرههای ارشد دولت ونزوئلا واکنش نشان دادند. دلسی رودریگز، معاون رئیسجمهور و وزیر اقتصاد و نفت که اکنون ریاست موقت کشور را بر عهده دارد، در چندین سخنرانی و پیام عمومی (تا پنجم ژانویه بیش از پنج پیام) این عملیات را «ربایش غیرقانونی»، «اقدام خصمانه» و «نقض آشکار حاکمیت ملی» خواند. او در سخنرانی شنبه از کاخ میرافلورز، کنار برادرش خورخه رودریگز، دیوسدادو کابیو و ولادیمیر پادرینو لوپز، تأکید کرد: «تنها یک رئیسجمهور قانونی وجود دارد و آن نیکولاس مادورو است. ونزوئلا هرگز تسلیم فشار خارجی نخواهد شد». رودریگز خواستار ارائه فوری مدارک سلامت مادورو شد و نیروهای مسلح را به حفظ وحدت فراخواند. با این حال، در پیامهای بعدی (بهویژه یکشنبه و دوشنبه) لحن او متعادلتر شد و از امکان «گفتوگوی سازنده و مبتنی بر احترام متقابل» سخن گفت؛ نشانهای از آمادگی برای مذاکره.
دیوسدادو کابیو، وزیر کشور و یکی از چهرههای کلیدی ساختار قدرت نیز در چندین پیام صوتی و تصویری مردم را به حفظ آرامش دعوت کرد. او در ویدئویی از خیابانهای کاراکاس، این اقدام را «عملیات خیانتآمیز» خواند و گفت: «نباید اجازه دهیم دشمن، ما را به دام تحریک بیندازد. وحدت کامل است و مادورو تنها رئیسجمهور مشروع ماست». کابیو از نیروهای حامی دولت خواست هوشیار باشند، اما همزمان بر پرهیز از هرگونه اقدام شتابزده تأکید کرد. ولادیمیر پادرینو لوپز، وزیر دفاع نیز در تلویزیون ملی بر حفظ آرامش و اعتماد به نهادهای نظامی تأکید کرد. این اظهارات تا امروز ادامه دارد و تصویری از انسجام داخلی را منتقل میکند، در حالی که کاراکاس آرام باقی مانده و هیچ درگیری مسلحانهای رخ نداده است.
تداوم ساختار قدرت؛ حلقه اصلی دستنخورده باقی مانده
ربودن مادورو نتوانسته خلأ جدی در ساختار قدرت ونزوئلا ایجاد کند. شبکهای که سالها بر پایه وفاداری سیاسی، نهادهای نظامی و کنترل منابع شکل گرفته، همچنان فعال و یکپارچه است. دلسی رودریگز با تأیید دیوان عالی کشور ریاست موقت را بر عهده گرفته و جلسات کابینه را زیر پرترههای مادورو، چاوز و بولیوار برگزار میکند. برادرش خورخه رودریگز ریاست مجلس ملی را حفظ کرده، دیوسدادو کابیو کنترل وزارت کشور و نهادهای امنیتی را در دست دارد و ولادیمیر پادرینو لوپز فرماندهی نیروهای مسلح را ادامه میدهد.
این حلقه مرکزی – که ترکیبی از چهرههای غیرنظامی و نظامی است – تعادل لازم برای اداره کشور را حفظ کرده است. شرکت ملی نفت، ارتش، نهادهای قضایی و شورای ملی انتخابات همچنان تحت کنترل همین ساختار عمل میکنند. تولید نفت، هرچند پایینتر از ظرفیت واقعی، ادامه دارد و نهادهای دولتی بدون اختلال عمده به کار خود مشغولاند. این وضعیت نشان میدهد حذف یک نفر، حتی در سطح ریاستجمهوری، نتوانسته شبکه قدرت را متزلزل کند، شبکهای که ریشه در سالهای طولانی مدیریت منابع و وفاداریهای سیاسی دارد.
چرخش آمریکا؛ کنار گذاشتن اپوزیسیون و نادیده گرفتن ماریا کورینا ماچادو
یکی از چشمگیرترین جنبههای این بحران، تغییر جهت سیاست واشنگتن درخصوص اپوزیسیون ونزوئلاست. ایالات متحده که سالها از نیروهای مخالف حمایت کلامی میکرد، اکنون عملاً ماریا کورینا ماچادو – رهبر اصلی اپوزیسیون و برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۵ – را به حاشیه رانده است. ترامپ بهصراحت اعلام کرد ماچادو «حمایت کافی در داخل کشور ندارد» و «نمیتواند رهبری کند» و هیچ تماسی با او برقرار نشده است. مارکو روبیو، وزیر خارجه نیز اولویت را «ثبات کوتاهمدت» دانست نه تغییرات عمیق سیاسی.
این رویکرد در حالی اتخاذ شده که ماچادو ماهها تلاش کرده بود با دولت جدید آمریکا همسو شود: او جایزه نوبل خود را علناً به ترامپ تقدیم کرد و گفت ترامپ بیش از او شایسته این جایزه است؛ از سیاستهای قاطع او در منطقه تمجید و حتی از مداخلههای اقتصادی و نظامی آمریکا استقبال کرد. با این حال، پس از عملیات اخیر، نه ماچادو و نه ادموندو گونزالس (نامزد مورد حمایت او در انتخابات ۲۰۲۴) جایی در برنامههای واشنگتن ندارند. این کنار گذاشتن ناگهانی، اپوزیسیون را در موقعیت ضعیفی قرار داده و بسیاری از ناظران، آن را نشانهای از اولویتهای واقعی سیاست خارجی آمریکا میدانند.
اولویت واقعی واشنگتن؛ معامله با ساختار موجود به جای تغییر بنیادین
در نهایت، به نظر میرسد هدف اصلی ایالات متحده نه استقرار دموکراسی کامل در ونزوئلا، بلکه رسیدن به توافقی عملی با ساختار فعلی قدرت است؛ ساختاری که همچنان کنترل منابع و نهادها را در دست دارد. ترامپ بارها بر ذخایر عظیم نفت ونزوئلا (بزرگترین ذخایر اثباتشده جهان) تأکید کرده و گفته شرکتهای آمریکایی باید زیرساختهای فرسوده صنعت نفت را بازسازی کنند تا «ثروت واقعی از زمین بیرون بیاید».
این رویکرد عملگرایانه چند دلیل دارد: نخست، دسترسی سریع و امن به منابع انرژی در شرایطی که واشنگتن به دنبال کاهش وابستگی به تأمینکنندگان دیگر است. دوم، جلوگیری از هرجومرج احتمالی که میتوانست به بیثباتی منطقهای منجر شود. سوم، استفاده از اهرمهای موجود (تحریمها و تهدید نظامی) برای گرفتن امتیاز بدون هزینه اشغال طولانیمدت.
خواستههای اصلی آمریکا از دولت موقت کاراکاس عبارتاند از:
- باز کردن کامل صنعت نفت به سرمایهگذاری و عملیات شرکتهای آمریکایی (بازسازی چاهها، صادرات و جبران خسارتهای گذشته)
- کاهش همکاریهای استراتژیک با بازیگرانی مانند چین، روسیه و ایران
- همکاری در مسائل امنیتی منطقهای، از جمله کنترل مهاجرت و فعالیت گروههای مسلح فرامرزی
دلسی رودریگز نیز در پیامهای اخیر از «همکاری متعادل» سخن گفته، اما همچنان مادورو را رئیسجمهور قانونی میداند. این وضعیت نشان میدهد واشنگتن ترجیح داده به جای حمایت از تغییر دموکراتیک واقعی، با همان ساختاری که سالها آن را تحریم کرده بود، به معامله بپردازد؛ معاملهای که منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی کوتاهمدت را بر اصول اعلامشده ترجیح میدهد. ونزوئلا پس از ربودن مادورو، نه به سمت دموکراسی، بلکه به سمت یک توافق نفتی جدید حرکت میکند.
خبرنگار: نیکپندار



نظر شما