حاشیه شهر مشهد سالهاست به عنوان یکی از جدیترین معضلات شهری، اجتماعی و امنیتی کلانشهر زیارتی ایران مطرح است. هر گاه از چالشهای بزرگ این شهر سخن گفته میشود، بحث ساماندهی حاشیهنشینی و رسیدگی به سکونتگاههای غیررسمی در صدر نشسته؛ اما نباید فراموش کرد که مشهد پیش از هر چیز «شهر امام رضا(ع)» و «ارض اقدس» است؛ جایگاه معنوی و فرهنگی بیبدیلی که ارزش آن فراتر از جمعیت و جغرافیا میرود و نگاه ویژهای را میطلبد.
با این حال عموماً حاشیه شهر به مناطقی که در آنها خانهها با کمترین امکانات، گاهی بدون سند و بیضابطه در میان شبکه معابر شهری و تحت فشار شدید اقتصادی سرپا شدهاند و از خدمات شهری، آب و برق رسمی و... بیبهرهاند، اطلاق میشود؛ اما این همه ماجرا نیست. واقعیت این است که بافت جمعیتی این مناطق بسیار فراتر از تصویر کلیشهای رایج، گوناگونی و تضاد زیادی دارد. آنچه در این بافت شکل گرفته بر مدار حاشیه هم افرادی بدون هویت و گاهی بزهکار سکونت دارند و هم مجاوران و مهاجران آسیبپذیری که هرگز فاقد تعلق دینی و اخلاقی نیستند و فقط به واسطه تنگنای اقتصادی در کناره شهر سکونت یافتهاند.
شاید بسیاری ندانند؛ اما در میان این خانوادهها، افرادی متدین، با سابقه ایثارگری و حتی شهیدداده، کسانی که سالها در خط مقدم جهاد و خدمت بودهاند، امروز به دلیل فشارهای معیشتی و بحران تأمین مسکن، ناگزیر به سکونت در این مناطق شدهاند. اگرچه این مناطق درصدی از آسیبهای اجتماعی نظیر بیکاری، اعتیاد، سرقت و برخی جرایم خُرد را تجربه کردهاند؛ اما رنگینکمان جمعیتی آنها نشان میدهد سواد دینی، روحیه مذهبی و حتی علقه و ارادت به امام رضا(ع) در میان بسیاری از خانوادهها موج میزند؛ ولی متأسفانه کمبود منابع، خلأ خدمات شهری و گاهی بیتوجهی مدیریتی از سویی در شکلگیری این مناطق نقش جدی داشته و از طرفی، فرصت بروز و شکوفایی فرهنگی و مذهبی مطلوب را محدود میکند.
مشکل اصلی آنها بیشتر اقتصادی و زیرساختی بوده؛ خدماترسانی ضعیف، نبود مدرسه و درمانگاه و بیکاری. آنچه نیاز است، نه فقط نگاه آسیبمحور؛ بلکه رویکرد توانمندساز و عدالتپیشه برای بهرهمند کردن این مردم شریف از مواهب شهر امام رضا(ع) است. باید اذعان کرد که میان ساکنان حاشیه، هم خانوادههای ریشهدار و دینمدار حضور دارند، هم تعداد اندکی افراد با رفتارهای پرخطر که نباید همه را به این وصف مشاهده کرد؛ اما علت اصلی تضعیف فضای فرهنگی در این مناطق، بیش از هر چیز دشواری معیشت و کمبود فرصتهاست، نه فقدان اراده یا تعلق دینی.
تردیدی هم نیست که ساماندهی حاشیه شهر مشهد دو راهکار جدی دارد؛ نخست جلوگیری از توسعه آن به مناطق پاییندستتر و دوم تعیین تکلیف بافت حاشیه موجود با رفع موانع شهری و خدماتی و ارائه خدمات مطلوب به شهروندان این مناطق و پاکسازی آن از لوث وجود بزهکاری و بزهکاران و مهاجران غیرقانونی و بدون هویت.
اما اگر ریشههای واقعی تهدید هویت مشهد زیارتی را جستوجو کنیم، شاید آنها را باید بیشتر در مناطق برخوردار و مرفه شهر یافت تا در نقاط کناره مشهد؛ نقاطی که به ظاهر دغدغهای برای خدمات و امکانات ندارند؛ اما در آنها سبک زندگیهایی شکل گرفته که نسبتی با فرهنگ رضوی، زیارت و هویت مذهبی این شهر ندارد. ساختمانهای گرانقیمت و برجهای مدرن، شاهد رشد رفتارها و فرهنگهایی هستند که کمتر شباهتی به شهر امام رضا(ع) و «ارض اقدس» دارند.
نکتهای که معمولاً از نگاه متولیان شهری و حتی جامعهشناسان مغفول میماند، ماهیت بزهکاری در لایههای فرهنگی و اجتماعی شهر است. آنچه در مناطق محروم و سکونتگاههای حاشیهای به عنوان بزه و ناهنجاری اجتماعی شناخته میشود -همچون سرقتهای خُرد یا ترک تحصیل، اعتیاد و برخی آسیبهای آشکار- در مناطق مرفه و مرکزی با ظاهری متفاوت؛ اما ماهیتی مشابه در حال بروز است. بیحجابی، رواج سبک زندگیهای غربی، نمود روزافزون رفتارهایی مانند سگگردانی، عادیسازی روابط ناسالم اجتماعی و حتی فروپاشی بنیان خانواده، اگرچه در ظاهر خشونت یا بزهکاری سنتی به نظر نمیرسد؛ ولی در واقع از منظر جامعهشناختی، نوعی آسیب و عدول از ارزشها و هنجارهای پایهای جامعه و شهر امام رضا(ع) محسوب میشود. این نوع بزهکاری پنهان و نرم، شاید کمتر مورد توجه و برخورد قرار گیرد؛ اما اثرات مخربش بر ساختار خانواده، روابط اجتماعی و سیرت دینی شهر، دستکمی از آسیبهای اقتصادی و کالبدی حاشیه شهر ندارد و حتی گاه عمیقتر و پایدارتر است.
در این بخشها، شاهد مصرفگرایی افراطی، فردگرایی، گسست نسبت به همسایگی و بیتوجهی به منش میزبانی و صمیمیت و حرمت زائر و مجاور هستیم. حتی گاهی اصالت دینی، توجه به ارزشهای مذهبی، مشارکت اجتماعی و حفظ سنتهای شهر در پسزمینه قرار میگیرد و شهر صرفاً به محل سکونت، سرمایهگذاری یا ویترین زرق و برق تبدیل میشود. عجیب است که این سبک زندگی و بیتفاوتی فرهنگی مورد نقد، تحلیل و حتی توجه مدیران و متولیان فرهنگی قرار نمیگیرد. به علت جایگاه اجتماعی این طبقه، معمولاً حاشیهنشینی فرهنگی آنها نادیده گرفته میشود، حال آنکه آسیب آن تدریجی؛ اما عمیق و ویرانگر است.
در چنین شرایطی است که خطر اصلی برای هویت فرهنگی و مذهبی مشهد به عنوان پایتخت معنوی ایران خود را نشان میدهد؛ شهری که باید آینهدار فرهنگ رضوی، آداب دینی و اسلامی باشد، در برخی از گرانترین و مدرنترین محلات، شاهد بیهویتی فرهنگی و بیتوجهی به هویت مشترک مذهبی است.
حاشیه شهر مشهد فقط جغرافیایی و اقتصادی نیست. در بخشهایی از شهر که کمترین دغدغه مالی را دارند، عمیقترین تهدیدها برای هویت رضوی و فرهنگی آن در حال شکلگیری است. البته باید تأکید کرد در همین مناطق مرفه و متن شهر نیز خانوادههای بااصل و نسب، اصیل و معتقد بسیاری حضور دارند که از رواج این بزهکاریهای نوین و سست شدن ارزشهای دینی و اخلاقی، احساس ناراحتی میکنند و دغدغه جدی دارند. برای این خانوادهها، مشاهده شیوع سبک زندگی غربی، روابط خارج از چارچوب خانواده، بیحجابی و کمتوجهی به سنتهای شهر امام رضا(ع) نهتنها مایه دلخوری؛ بلکه نوعی آسیب و غربت در خانه خود است. قرار گرفتن در چنین فضایی، فشاری مضاعف به باورهای آنها وارد میکند و موجب میشود هویت دینی و ملی آنها تحت تأثیر قرار بگیرد. بنابراین نباید همه ساکنان مناطق مرفه را تابع یک سبک زندگی دانست؛ بلکه خانوادههایی هستند که به شدت از این وضعیت رنج میبرند و خواستار احیای فضای معنوی و هنجارهای اصیل مشهدی و خارج شدن از حاشیه فرهنگی شهر هستند.
چاره معضل حاشیهنشینی، فقط خدماترسانی یا حذف لکههای فقر نیست؛ این بیشک به رفع حاشیه اقتصادی شهر کمک خواهد کرد؛ اما نوسازی فرهنگی، تقویت صمیمیت اجتماعی و بازگشت به هویت دینی و زیارتی برای رفع حاشیه فرهنگی شهر هم ضروری است. بدون این نگاه، مشهد نه در حاشیه؛ بلکه در متن آسیب، تهدید خواهد شد.
۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۰۳:۱۸
کد مطلب: ۱۱۲۲۱۷۱
هر گاه از چالشهای بزرگ این شهر سخن گفته میشود، بحث ساماندهی حاشیهنشینی و رسیدگی به سکونتگاههای غیررسمی در صدر نشسته؛ اما نباید فراموش کرد که مشهد پیش از هر چیز «شهر امام رضا(ع)» و «ارض اقدس» است.
زمان مطالعه: ۵ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما