خانم جبرئیل که قبل از تشرف به مذهب تشیع نامش موهانا جبرئیل و اصالتاً اهل مالزی است، در گفتوگو با خبرنگار ما اظهار کرد: در خانوادهای با پیشینه آیین هندو رشد کردم. مادرم پیرو آیین هندو بود و پدرم با آموزههای مسیحیت آشنایی داشت. در خانواده ما، آزادی انتخاب دین وجود داشت، اما از همان کودکی سؤالاتی در ذهنم شکل گرفته بود که پاسخی برای آنها نمییافتم.
خانم جبرئیل افزود: در آیین هندو با خدایان متعدد روبهرو هستیم؛ خدایانی که اغلب از جنس بت و یا به شکل انسان معرفی میشوند. این مسئله همواره برای من محل سؤال بود که چگونه ممکن است انسانی شبیه ما، با ضعفها و محدودیتهای انسانی، در جایگاه خداوند قرار گیرد. این پرسش در ذهنم باقی ماند و هرچه بزرگتر شدم، جدیتر به دنبال پاسخ آن رفتم.
آغاز جستوجوی آگاهانه در دوران دانشگاه
این بانوی تازهمسلمان با اشاره به دوران تحصیل خود گفت: ورود به دانشگاه نقطه عطفی در زندگی فکری من بود. در آن دوران، با دانشجویان بسیاری از ادیان مختلف، بهویژه دانشجویان مسلمان و ایرانی آشنا شدم. فضای گفتوگو، بحثهای دینی آرام و منطقی و شنیدن دیدگاههای متفاوت، مرا به تحقیق جدیتر درباره دین سوق داد.
وی ادامه داد: خوابگاه ما در نزدیکی مسجد قرار داشت و شنیدن صدای اذان، تأثیر عمیقی بر من میگذاشت. برایم جالب بود که مسلمانان در ساعات مشخصی از روز، زندگی خود را متوقف میکنند و رو به سوی خدا میایستند. این نظم عبادی و ارتباط مستمر با خداوند، برای من بسیار قابل تأمل بود.
نخستین مواجهه با قرآن کریم
خانم جبرئیل خاطرنشان کرد: تا پیش از دوران دانشگاه، هرگز فرصت مطالعه قرآن را نداشتم. در مالزی، دسترسی غیرمسلمانان به قرآن بسیار محدود است. اما در دانشگاه، با کمک همسرم آقای دکتر هانی و دوستان مسلمانم توانستم ترجمه انگلیسی قرآن کریم را تهیه و مطالعه کنم و حتی قرآنهایی با ترجمه ایرانی که همسرم برای تهیه کرده و از ایران آورده بود را خواندم.
وی افزود: مطالعه قرآن، بهویژه آیات مربوط به توحید، تأثیر عمیقی بر من گذاشت. تأکید قرآن بر یکتاپرستی و اینکه تنها خداوند خالق و شایسته پرستش است، دقیقاً همان پاسخی بود که سالها به دنبال آن میگشتم.
آشنایی با تشیع و مکتب اهلبیت (ع)
این بانوی تازهمسلمان با اشاره به تفاوت تجربه دینی خود در مالزی و آشنایی با اسلام ایرانی گفت: در جلسات گفتوگوی دینی میان دانشجویان، برای نخستینبار بهطور جدی با مکتب اهلبیت علیهمالسلام آشنا شدم. پیش از آن، در فضای اسلامی مالزی، کمتر درباره جایگاه اهلبیت (ع) شنیده بودم.
وی تصریح کرد: دوستان ایرانیام با صبر و محبت، مفاهیم تشیع را برایم توضیح میدادند. آنچه برایم بسیار مهم بود، این بود که هیچگاه احساس اجبار یا تحمیل نداشتم؛ همهچیز بر پایه گفتوگو، منطق و مراجعه به قرآن بود.
تجربههای معنوی و انتخاب نهایی
خانم زهرا جبرئیل با اشاره به تجربههای معنوی خود گفت: در این مسیر، تجربههایی برایم رقم خورد که نقش مهمی در اطمینان قلبی من داشت. این تجربهها، آرامش و یقین درونی مرا نسبت به انتخاب اسلام تقویت کرد و به این نتیجه رسیدم که راهی که یافتهام، همان راهی است که سالها در جستوجوی آن بودم.
وی افزود: پس از این اطمینان، با آگاهی کامل و انتخاب قلبی، ایمان به اسلام و مذهب تشیع را پذیرفتم.
سختیها پس از اسلام آوردن
این بانوی تازهمسلمان با اشاره به دشواریهای پس از این انتخاب گفت: پس از مسلمانشدن، با چالشهای جدی مواجه شدم. بخشی از حمایتهای تحصیلی و مالی من قطع شد و شرایط زندگیام دشوارتر شد. با این حال، آرامشی که از ایمان به خداوند یافتم، باعث شد این سختیها را با صبر پشت سر بگذارم. وی تأکید کرد: انتخاب اسلام، انتخابی آسان نبود، اما انتخابی آگاهانه و صادقانه بود.
نقش اخلاق مسلمانان در جذب به اسلام
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: آنچه بیش از هر چیز مرا به اسلام جذب کرد، اخلاق، رفتار و منش مسلمانان و شیعیانی بود که با آنها گفتوگو داشتم. آنها با محبت، صبوری و احترام پاسخ پرسشهایم را میدادند و تصویری زیبا و واقعی از اسلام ارائه میکردند.
خانم جبرئیل در پایان اظهار کرد: امروز با اطمینان میگویم خدایی را یافتهام که سالها در جستوجوی او بودم؛ خدای یگانهای که خالق انسان است، نه شبیه انسان. اسلام برای من، پاسخ عقل و آرامش قلب بود.




نظر شما