حال قصد داریم این مسئله را موشکافی کنیم که این درخواستها در چه چارچوبهایی قرار دارد و امکان وقوع آن در چه سطحی ممکن است.
سوال اول: آیا تمام مستمری بگیران در زمان اشتغال از عیدی دو برابر حقوق بهره مند بوده اند؟
پاسخ: از مجموع پنج میلیون نفری مستمریبگیران، حدود ۲ میلیون نفر، یا جزو کارکنان دولت بوده اند که عیدی همانند بازنشستگان دریافت کرده اند. یا اینکه افرادی بوده اند که اصلا عیدی دریافت نکردهاند همانند بیمهپردازیهای اختیاری و مشاغل ازاد و بیمه شدگان خاص که کارفرما نداشته اند مانند رانندگان ساختمانی، قالیبافان؛ بنابراین ادعایی که همه مستمری بگیران بیمه شده مشمول قانون کار بوده اند ، صحیح نیست.
و اما به لحاظ ریالی بر اساس اخرین امار سازمان تأمین اجتماعی در حال حاضر حدود ۵ میلیون مستمریبگیر فعال وجود دارد که اگر بنا بر این باشد، مبلغ عیدی بر مبنای دو ماه حداقل مستمری مشابه حداقل حقوق کارگری به انها پرداخت گردد، نیاز به منابع بسیار بزرگی در حدود ۱۱۰ هزار میلیارد تومان میباشد و این رقم نشاندهنده چالشی جدی در تامین منابع مالی مورد نیاز است، زیرا سازمان در حال حاضر با مشکل کمبود منابع مواجه است.
حسب سوابق موجود پرداخت عیدی در سازمان تامین اجتماعی در طول سه دهه بر اساس منابع خود و با مصوبه داخلی خود تعیین و پرداخت شده است و این مبالغ عمدتا مشابه عیدی کارکنان دولت بوده است، و پرداخت بر مبنای قانون یا مصوبه رسمی نبوده است.
و اگر به جدول توجه فرمایید مبالغ پرداختی در سالهای گذشته حسب منابع موجود بوده و گاها بیشتر از حداقل دستمزد همان سال هم بوده و در سالهای اخیر به دلیل کمبود منابع، مبالغ پرداختی سیر کاهشی داشته است.
و اما نکته مهم این است که ساختار حقوقی مستمری بگیران از سه آیتم شکل گرفته است. ایتم اول (مبلغ مستمری) برگرفته از مبالغ حق بیمه و مدت سنوات بیمه پردازی شکل گرفته و هر ساله حسب ماده ۹۶ افزایش پیدا میکند. آیتم مهم بعدی عائلهمندی و اولاد میباشد که همانند مبلغ عیدی از سال ۱۴۰۰ به اندازه کارکنان دولت میباشد و مبالغ پرداختی به نسبت کارگری بیشتر هم میباشد.
ملاحظه میفرمایید پرداختی های سایر مزایای، مستمری بگیران هیچ شباهتی به پرداختی های کارگران ندارد و مزایا منطبق و مشابه مزایای کارکنان دولت میباشد، حال دقت کنید آیا چنین درخواستی، درخواست متناقض نیست که عیدی مشابه کارگری و مزایا مشابه کارمندی باشد؟
این درخواست در واقع، متناقض است، زیرا ساختار مزایا و عیدی در این دو بخش متفاوت است و تطابق آنها در قالب یک درخواست منطقی نیست. از اینرو، چنین مطالباتی باید به صورت واقعبینانه و منطقی بررسی شود و نباید انتظار داشت که تمامی جوانب به صورت یکپارچه اصلاح گردد در حالی که ساختارهای قانونی و مبنایی متفاوت است.
در نتیجه، اصلاح مزایای تأمین اجتماعی نیازمند رعایت مبانی قانونی، تفاوتهای ساختاری و واقعیات موجود است و هرگونه تغییر باید بر اساس مستندات و چارچوبهای قانونی باشد. درخواستهای متناقض در این حوزه، نمیتواند راه حل مناسب و منطقی باشد.
با توجه به مطالب بالا که مشخص شد مزایای حق اولاد و عائله مندی منطبق با مزایای کارکنان دولت بوده و در دو دهه اخیر مبلغ عیدی بازنشستگان بر اساس ماده ۷۵ قانون مربوطه پرداخت شده ، و این ماده نقش اساسی در نحوه محاسبه و تخصیص عیدی داشته ، منطقی است که تمرکز و پیگیری برای اصلاح این ماده قانونی صورت گیرد و در کنار کارکنان دولت برای اصلاح این ماده اقدام نماییم.
این اقدام میتواند باعث اصلاح میزان عیدی و همچنین تضمین ثبات پرداخت شود. علاوه بر این، اصلاح ماده ۷۵ راه را برای تضمین پرداخت عیدی در آینده را هموار سازد. بنابراین، پیشنهاد میشود که به عنوان یک اولویت، دنبال، اصلاح ماده ۷۵ باشیم تا از تأثیرات مثبت بلندمدت آن بهرهمند شویم و اینکه پرداخت عیدی مشمول حق بیمه قرار گیرد و تقاضای ما این است که عیدی کارکنان دولت هم دو برابر حقوق انها باشد.
اصغر بهبودی، کارشناس تامین اجتماعی



نظر شما