در چشمانداز پیچیده زندگی مدرن، جستجو برای یافتن یک قطبنمای اخلاقی کارآمد، اغلب انسان را به هزارتوهای نظری و ایدهآلهای دستنیافتنی میکشاند. شکاف میان «دانستنِ» امر اخلاقی و «زیستنِ» آن، چالشی است که بسیاری از مکاتب فکری را به بازنگری در روشهای تربیتی واداشته است. در این میان، مفهوم «الگوپذیری عینی» به عنوان یکی از مؤثرترین راهکارهای عبور از این بحران، خود را نمایان میسازد؛ چرا که الگوهای زنده و ملموس، اخلاق را از مفاهیمی انتزاعی به رفتاری قابل مشاهده و تقلیدپذیر بدل میکنند. سیره و منش اهل بیت عصمت و طهارت (ع)، به ویژه شخصیت امام علی بن موسی الرضا (ع)، نه به مثابه یک روایت تاریخی صرف، بلکه به عنوان یک منشور جامع و کاربردی برای مدیریت فردی و اجتماعی، سرشار از این الگوهای عملی است. این سیره، نشان میدهد که اوج معنویت نه در انزوا، که در بطن تعاملات انسانی و با رعایت دقیقترین ظرایف اخلاقی به دست میآید. برای بررسی دقیقتر این ابعاد و استخراج درسهای امروزی از سیره رضوی، با حجتالاسلام والمسلمین وحید قنبری راد، استاد حوزه علمیه مشهد و پژوهشگر دارالقرآن آستان قدس رضوی به گفتگو نشستهایم.
حجتالاسلام والمسلمین قنبری راد با اشاره به اینکه مهمترین کلید برای رشد انسان، الگوپذیری از شخصیتهای بزرگ است، گفتگو را اینگونه آغاز میکند: در نظام آفرینش، خداوند متعال الگوها را برای هدایت و تکامل قرار داده است. در توصیههای بزرگان دینی همواره تأکید شده که خود را به نیکان و صالحان شبیه سازید، چرا که همین «تشبّه» و تلاش برای همشکل شدن، سرآغاز تحول درونی است. سیره امام رضا (ع) یک کلاس درس جامع برای آموختن این الگوهاست. برای مثال، در روایتی که از «یاسر»، خادم آن حضرت، نقل شده، یک الگوی مدیریتی بینظیر به چشم میخورد. امام (ع) پس از پایان کارهای روزانه، تمام خادمان و کارکنان مجموعه خود را، از بزرگ و کوچک، گرد هم میآوردند و با آنها به گفتگو مینشستند. این حرکت، یک پیام عمیق مدیریتی دارد: مدیر حقیقی کسی است که برای تمام اعضای تیم خود، فارغ از جایگاه و رتبه، ارزش و شخصیت قائل است و با ایجاد فضایی صمیمی و انسانی، موانع ارتباطی را از میان برمیدارد و حس تعلق و ارزشمندی را در مجموعه تقویت میکند.
مدیریت انسانی در اوج قدرت
او اضافه میکند: این منش والا تنها به محیط کار محدود نمیشد، بلکه در خصوصیترین لحظات زندگی ایشان نیز جاری بود. امام رضا (ع) هنگامی که بر سر سفره طعام مینشستند، تمام خدمتگزاران، حتی کسانی که در پایینترین جایگاه اجتماعی قرار داشتند را در کنار خود مینشاندند و با آنها همغذا میشدند. این رفتار در جامعهای که فاصلههای طبقاتی امری مرسوم بود، یک انقلاب فرهنگی و اخلاقی محسوب میشد. ایشان با این عمل به ما میآموزند که کرامت انسانی به پست و مقام و ثروت نیست و در محضر الهی، همه بندگان یکسان هستند. این عمل، صرفاً یک همسفرگی ساده نبود، بلکه اعلام رسمی برابری انسانها در حقوق اولیه و شکستن بتهای تکبر و برتریجویی بود. تصور کنید این اخلاق در زندگی امروز ما پیاده شود؛ دیگر میزبانی را نخواهیم دید که به بهانهای، خود را از مهمان جدا کند و برای او جایگاهی متفاوت از خود در نظر بگیرد. این اوج ادب و احترام به انسانیت است که ریشه در سیره پیامبر اکرم (ص) دارد و همین ویژگیها بود که قلوب مردم را به سوی امام (ع) جذب میکرد.
احترام به کرامت؛ اصل بنیادین
قنبری راد با استناد به روایتی از «ابراهیم بن عباس»، یکی از یاران نزدیک امام، به تشریح ابعاد دیگری از شخصیت ایشان میپردازد: ابراهیم بن عباس میگوید: «هرگز ندیدم که ابوالحسن الرضا (ع) با سخن خود کسی را بیازارد». این یک نکته کلیدی است. بسیاری از ما ممکن است در حالت عادی خوشاخلاق باشیم، اما در لحظه خشم یا رنجش، با کنایه و نیشزبان دیگران را میرنجانیم. امام (ع) حتی در یک مورد نیز چنین نکردند. ویژگی دیگر ایشان این بود که هرگز سخن کسی را قطع نمیکردند و اجازه میدادند تا فرد تمام حرفهایش را بزند و سپس ایشان شروع به صحبت میکردند. این رفتار، الگویی کامل برای هنر گوش دادن فعال است؛ اصلی که متأسفانه در جامعه امروز ما بسیار کمرنگ شده و افراد سعی میکنند در گفتگوها بر یکدیگر غلبه کنند. اخلاق رضوی به ما میآموزد که احترام به گوینده، حتی اگر سخنش از نظر ما کماهمیت باشد یا با عقاید ما مخالف باشد، یک اصل بنیادین برای شکلگیری یک ارتباط سالم و سازنده است. این منش، زیربنای یک جامعه متمدن و اهل گفتگوست.
علم رضوی؛ چراغ راه گفتگو
این پژوهشگر و مدرس دارالقرآن آستان قدس رضوی ادامه میدهد: این احترام به کرامت انسانی، در بُعد علمی و فکری ایشان به اوج خود میرسید. تاریخ، جلسات مناظره امام رضا (ع) با بزرگترین دانشمندان ادیان و مکاتب مختلف را که به دستور مأمون عباسی ترتیب داده میشد، ثبت کرده است. در این مناظرات، امام (ع) با تسلطی شگرف و آرامشی بیبدیل، با هر عالمی بر اساس کتب و مبانی مورد قبول خود او به بحث میپرداختند. ایشان هرگز از موضع قدرت یا تحقیر وارد گفتگو نمیشدند، بلکه با منطقی استوار و بیانی شیوا، حقیقت را آشکار میساختند. هدف ایشان نه غلبه و مغلوب کردن، بلکه اقناع و روشنگری بود. این سیره، یک الگوی بینظیر برای گفتگوی بینادیان و مدیریت تضارب آرا در دنیای امروز است؛ دنیایی که اغلب به جای منطق، فریاد و به جای استدلال، برچسب زدن حاکم است. منش امام رضا (ع) به ما میآموزد که میتوان در عین صلابت در عقیده، با مخالف فکری خود با نهایت احترام و انصاف برخورد کرد و باب گفتگو را همواره باز نگه داشت.
هنر بخشش برای حفظ آبروی انسان
او میگوید: یکی از زیباترین جلوههای سیره اهل بیت (ع)، نحوه مواجهه ایشان با نیازمندان بود. امام رضا (ع) حاجات افراد را پیش از آنکه بر زبان آورند، برآورده میساختند تا مبادا عزت نفس و آبروی آنها خدشهدار شود. این روش، یک درس بزرگ در انفاق و کمک به دیگران است. کمک کردن یک هنر است و بزرگترین هنر در بخشش آن است که کرامت فرد نیازمند حفظ شود. در روایتی تکاندهنده از جد بزرگوارشان، حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، آمده است که مردی نیازمند نزد ایشان آمد. امام (ع) برای اینکه چشم در چشم او نشود و آن مرد شرمنده نگردد، به پشت در رفتند و از همانجا کیسه زری را به او دادند. این عمق درک روانشناختی و این میزان از حساسیت نسبت به آبروی یک انسان، در سیره رضوی نیز دقیقاً بر همین مدار استوار است. این رفتار به ما میآموزد که کمک واقعی، تنها رفع نیاز مادی نیست، بلکه حفظ سرمایه اصلی یک انسان، یعنی شخصیت و عزت اوست.
زیارت؛ تجدید عهد با حقیقت
این استاد حوزه علمیه مشهد اضافه میکند: این احترام به دیگران حتی در جزئیترین رفتارها و حرکات بدنی امام (ع) نیز مشهود بود. ایشان هرگز در حضور دیگران پای خود را دراز نمیکردند یا به جایی تکیه نمیدادند. این حرکات ساده، پیام بزرگی در خود دارد و آن این است که حضور دیگری باید برای ما محترم باشد و آسایش خود را بر احترام به او مقدم نداریم. اما فراتر از این الگوهای رفتاری، یک راه ارتباطی عمیقتر با این حقیقت الهی وجود دارد و آن، «زیارت» است. زیارت تنها یک سفر فیزیکی نیست، بلکه یک تجدید عهد روحی و معنوی و اعلام آمادگی برای پیروی از همان الگوهای اخلاقی است. در حدیثی از خود آن حضرت آمده است که فرمودند: «مَنْ زَارَنِی عَلَی بُعْدِ دَارِی أَتَیْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی ثَلَاثَةِ مَوَاطِنَ حَتَّی أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا: إِذَا تَطَایَرَتِ الْکُتُبُ یَمِیناً وَ شِمَالًا وَ عِنْدَ الصِّرَاطِ وَ عِنْدَ الْمِیزَانِ» (هر کس مرا با وجود دوری مزارم زیارت کند، روز قیامت در سه جایگاه نزد او میآیم تا او را از هول و هراس آن رها سازم: هنگامی که نامههای اعمال به راست و چپ پراکنده شوند، نزد پل صراط و نزد میزان).
راهی برای بازگشت و تحول
قنبری راد در پایان خاطرنشان میکند: تأکید فراوان بر زیارت با معرفت، به این دلیل است که این عمل یک نقطه عطف برای تحول درونی است. در روایات متعددی آمده است که زائر امام رضا (ع) با شروطش، با گناهان آمرزیده از حرم خارج میشود. این یک فرصت بینظیر برای بازگشت و جبران است. این «آمرزش» یک مفهوم صرفاً ماورایی نیست، بلکه نتیجه یک تحول درونی است که در آن، زائر با مشاهده عظمت آن بارگاه و یادآوری سیره آن امام، تصمیم به تغییر مسیر زندگی خود میگیرد. گاهی خداوند برای اینکه بندهای را از مسیر خطا بازگرداند، عشق و توفیق زیارت این امام همام را در دل او قرار میدهد. زیارت، دستگیری امام (ع) از کسی است که شاید در زندگی خود دچار غفلت شده است. این سیره نورانی و این دریای رحمت، راهی است که میتواند انسان امروز را از سرگشتگیها نجات دهد و او را به سرچشمه اخلاق الهی متصل کند. امید است که همه ما بتوانیم با پیادهسازی این منش در زندگی فردی و اجتماعی خود، زمینه را برای جامعهای اخلاقمدار و مورد رضایت حضرت ولی عصر (عج) فراهم آوریم.




نظر شما