تیتر آن گزارش «ده غیبی دور از چشم مسؤولان» بود حالا بعد از دو سال دوباره به ده غیبی رفتم تا ببینم در این دو سال چه اتفاقاتی در این روستای چسبیده به مشهد که البته از این همسایگی چیزی نصیبش نشده افتاده است.
در آن گزارش تاکید بر بحث آب رسانی به این روستا بود. یادم میآید بعد از چاپ آن گزارش، جوابیه ای از سوی شرکت آب و فاضلاب روستایی خراسان رضوی به روزنامه ارسال شد که خواندن آن خالی از لطف نیست: «آب شرب روستای مذکور از دو حلقه چاه دستی که در بستر رودخانه طرق حفر شده است تأمین میگردد که با توجه به تداوم خشکسالی سالهای اخیر و همچنین کاهش شدید جریان آب رودخانه طرق، از آبدهی آن کاسته شده است، عدم رعایت الگوی صحیح مصرف توسط بعضی از مشترکان نیز مزید بر علت شده تا در برخی از نقاط روستا کمبود آب به وجود آید.
براساس مطالعات انجام شده از آنجایی که امکان دسترسی به منبع تأمین آب قابل اتکا و مطمئنی در این منطقه وجود ندارد، لذا این شرکت تأمین آب شرب روستای ده غیبی از شبکه انتقال آب سد دوستی را در برنامه های خود قرار داده و در حال پیگیری این موضوع میباشد. همچنین به منظور رفع کمبود موجود در کوتاه مدت، امور آبفای شهرستان مشهد با هماهنگی شرکت آبفای مشهد اقدام به اتصال آب این روستا به شبکه توزیع آب رباط طرق نموده است.»
جوابیه را خواندید حالا سراغ مردم برویم تا ببینیم بعد از دو سال وضعیت روستا چگونه است.در آغاز ورود به روستا آقای قسمتی، از اهالی، سخنش را با کم آبی و بیآبی و کیفیت بد آب شروع میکند. او میگوید: «آقا مثل این که ما در یک جای دور دست هستیم که مسؤولان نمیتوانند مشکل ما را حل کنند.» او ادامه میدهد: «چند سال باید این مردم با این مشکل زندگی کنند؟ مگر حل مشکل آب این روستا چه قدر سخت است که هنوز نتوانستند آن را حل کنند. تازه ما نزدیک سد هم هستیم»
او در ادامه حرفهایش میگوید: «ما که الحمدا... ماشین داریم و وقتی آب نیست، برای آوردن آب به جایی دیگر میرویم، ولی آدمهایی هستند که وسیلهای ندارند و برایشان خیلی سخت است که برای خودشان آب بیاورند و خدا را خوش نمیآید که مردم این همه به زحمت بیفتند.»
وقتی از او میپرسم در هفته چند ساعت آب قطع میشود، با خنده و تعجب میگوید:«چند ساعت؟ بگویید ما چند روز آب داریم؟ ما در هفته فقط چند ساعتی آب داریم با این که قرار بود آب این جا از دو سال قبل به آب شهر وصل شود، ولی هنوز خبری نیست.»
مشکلی به نام تریلی ها
خانم ابراهیمی هم درباره مشکلات ده غیبی در همان شروع به بحث به نبود آب اشاره میکند، وقتی یادآور میشوم که در این باره حرف زده اند، تأکید میکند، تا انعکاس این مشکل را فراموش نکنیم و البته این را هم اضافه میکند خیلی از وقتها کیفیت آب پایین است و ادامه میدهد: «بعضی وقتها کلرزنی به حدی زیاد است که خوردن آب آدم را اذیت میکند، ولی بعضی وقتها این کار جوری انجام میشود که طعم بد آب از بین نمیرود.»
ابراهیمی به بحث تردد تریلیهای سنگ کش هم اشاره میکند و میگوید: «برای ما که در حاشیه هستیم، یکی از مشکلات مهم بعد از بیآبی و وضعیت بد آب، سر و صدای ماشینهاست که از معدنها سنگ میبرند و آسایش و آرامش را از ما گرفته اند تا جایی که وقتی در داخل منزل با تلفن صحبت میکنیم، سرو صدای زیاد ماشینها نمیگذارد، صدای کسی را که با او حرف میزنیم بشنویم».
این خانم حرف هایش را اینگونه ادامه میدهد: «شما کجا دیده اید این همه ماشین بزرگ با این بارها هر روز از بغل خانه مردم رد شوند؟ مگر ما حق نداریم آرامش داشته باشم.» وقتی این خانم حرف میزند، پیرزنی به جمع ما اضافه میشود و او هم همان اول میگوید: «برای آب هم بگو» و خود در ادامه تأکید میکند که چرا کسی برای آب ده غیبی کاری نمیکند؟
مشکل دفترچههای بیمه و پزشک
خانم طرقی دیگر روستایی است که به جمع ما اضافه میشود و میگوید: «نباید برای بچههای ده غیبی یک پارک کوچک یا یک فضای سبزی ساخته شود، بچههای ما مگر دل ندارند؟»
وی ادامه میدهد: «یک مشکل ما در ده غیبی این است که دکتر نداریم و دکتر در هفته یک بار میآید آن یک روز هم اگر نوبتت بشود، اگر روزهای دیگر کسی به دکتر احتیاج داشته باشد، باید به شهر برود و در شهر هم دفترچه ما چون روستایی است باید مهر پزشک اینجا را داشته باشد تا آزاد حساب نکنند، وقتی پزشک نیست خیلی کار سخت میشود البته ما تزریقات هم نداریم» وقتی از این خانم میپرسم پس در خانه بهداشت چه خدماتی داده میشود میگوید: «کارهایی مثل تنظیم خانواده و این جور چیزها».
وقتی گشتی در ده غیبی میزنیم، با زبالههایی رو به رو میشویم که در بعضی کوچهها دیده میشوند، از یکی از اهالی با نام سربندی درباره نحوه جمع آوری زبالهها میپرسم او میگوید:«برای جمع آوری زبالهها از هر خانواده مبلغی پول میگیرند ولی بعضیها همکاری نمیکنند و همه زبالهها جمع نمیشود برای همین در بعضی کوچهها با منظره بدی رو به رو میشویم.»
کاش زمستان میآمدید
این خانم همچنین به وضعیت بد کوچهها هم اشاره میکند و میگوید اگر زمستان به ده غیبی بیایید، میبینید ما چه وضعیتی داریم و مردم با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنند، چون با این که نیاز این روستاست، هنوز طرح هادی انجام نشده است.»
آقای سلحشور هم درباره مشکلات روستا میگوید: الان خانه هایی که نو ساخته میشوند تلفن ندارند، چون تلفن این جا بیسیم است و مخابرات هم خدمات نمیدهد و میگوید دستگاه نداریم که بدهیم، خب اگر این طور است، لااقل یک کیوسک تلفن که میتوانند بگذارند، چون مردم تلفن لازم دارند.»
به دیدن یک سالن ورزشی در دست ساخت که توسط یکی از خیرین ساخته میشود، میرویم، خانم رضایی درباره این ساختمان میگوید: «الان بعد از چند سال هنوز این ساختمان تکمیل نشده است و فقط بعضی وقتها مراسم عروسی در آن برگزار میشود، در صورتی که اگر زودتر تمام شود، مردم میتوانند از این سالن برای فعالیتهای ورزشی استفاده کنند.»
همکاری نکردن دستگاهها
بعد از شنیدن صحبتهای مردم به سراغ دهیار روستا میروم غلامحسین فلاحی که ۶ ماهی است مسؤولیت دهیاری را بر عهده گرفته درباره پیگیریها برای برطرف شدن مشکل آب ده غیبی میگوید: «ما پیگیری زیادی در این مدت انجام دادیم تا آب روستا به آب شهر وصل شود، متأسفانه این اتفاق انجام نشد، ولی قرار است ۶ لیتر در ثانیه به همان چاه آبی که وجود دارد و یا به منبع تزریق شود و سپس به مصرف برسد.»
وی همچنین درباره اجرای طرح هادی میگوید: «طرح هادی برای روستا تصویب شده است و قول اجرای آن را در سال ۹۲ داده اند که امیدواریم زودتر شروع شود، هر چند مشکل اعتبار وجود دارد.»
دهیار ده غیبی از همکاری نکردن ارگانها برای رفع مشکلات این روستا گلایه دارد و میگوید: «مخابرات با این که من هم حضوری پیگیری کردم و هم نامه نوشتیم، ولی همکاری لازم را ندارند، چون تلفن این جا بیسیم است، اگر این همکاری انجام شود، یکی از بانکها اعلام آمادگی کرده است که شعبهای افتتاح کند، ولی چون بحث مخابرات حل نشد، این کار منتفی شد.»
او در پایان درباره بدون استفاده بودن سالن ورزشی روستا هم میگوید: «این سالن را یکی از خیرین ساخته و در بخش برق و لوله کشی هنوز تکمیل نشده است و اگر خیر محترم کمک کند میتوانیم بهره برداری از آن را شروع کنیم.»
در پایان
از روستای ده غیبی خارج می شوم و تأسف میخورم که چرا باید روستایی در همسایگی یک کلانشهر این همه مشکل داشته باشد؟ دارم فکر میکنم کی دوباره به ده غیبی بروم و آیا در گزارش بعدی باز هم باید شنونده گلایه مردم بود؟
این سوژه از سوی تعدادی از شهروندان مطرح و روزنامه قدس آن را پیگیری کرده است.






نظر شما