تیم ملّی فوتبال الجزایر در بازی نهایی «موندیال عرب ۲۰۲۰» توانست از سد تیم تونس بگذرد و جام قهرمانی کشورهای عربی را تصاحب کند. آنچه مورد توجه رسانهها قرار گرفت و بازتاب گستردهای داشت؛ توجه خاص و ویژه بازیکنان و تماشاگران الجزایری به «پرچم فلسطین» در هنگام گل بُرد و لحظه دریافت جام قهرمانی بود. همچنین سرمربی تیم ملی الجزایر پس از قهرمانی کشورش در جام کشورهای عربی، جام عرب را به مردم فلسطین و نوار غزه تقدیم کرد.
تبون رئیس جمهور الجزایر نیز پس از این برد و در واکنش به عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم اشغالگر قدس ضمن اشاره به جنایات صهیونیستها، از جامعه جهانی خواست تا به مسئولیت تاریخی خود در قبال سرکشیهای رژیم صهیونیستی و نقض قوانین بینالمللی توسط این رژیم، عمل کند. به همین مناسبت در یادداشت ذیل به خاستگاه تاریخی و فرهنگی این پیوند و تعلقات قلبی مردمان الجزایر با مردم سرزمین اشغالی فلسطین خواهیم پرداخت.
یکم؛ در الجزایر شهروندان فلسطینی از یک جایگاه استثنایی برخوردارند و احترام ویژهای دارند. کافی است یک مسافر فلسطینی وارد فرودگاه بینالمللی «محمد بوضیاف» در الجزیره شود و پاسپورت فلسطینی خود را نشان دهد؛ تا با واکنش محبتآمیز کارمندان فرودگاه و ساکنان الجزایری مواجه شود و عمق رابطه عاطفی آنها را با پوست و گوشت خود لمس کند. در سرتاسر الجزایر، شهروندی فلسطینی یک شهروند V.I.P محسوب و این مبالغه و سخن گزاف نیست. در فرهنگ عامه نیز این علاقه جاری است؛ تا جایی که مادربزرگهای الجزایری به نسل جدید گوشزد میکنند که اگر جدّ تو در جنگهای استقلال الجزایر شهید نمیشد، قطعا در نبردهای آزادی قدس کشته میشد.
البته بجاست متذکر شویم که این علاقه طرفینی است و شاعر جوان فلسطینی «نجوان درویش» نیز در قصیدهای مشهور میسراید:
( لوکانت لی بنتٌ، ساَختار فی اسمها/ وفی الاخر سَاُختار الجزایر)
«اگر دختری داشتم و میخواستم برای او نامی انتخاب کنم، قطعاً اسم الجزایر را برای او برمیگزیدم.»
دوم؛ عمق رابطه قلبی دو کشور، سابقهای به قدمت حداقل ۹ قرن دارد. در دوران جنگهای صلیبی و فتح قدس، ابومدین شعیب مجاهد صوفی (م ۵۹۴ قمری) همراه با لشکر صلاحالدین ایوبی (م ۵۹۸ قمری) به اورشلیم رفت. در یکی از نبردها؛ ابومدین دستش قطع و به همین مناسبت مجاهدان، مکان قطع و دفن دستش را خریده و محلی نمادین را به جایگاه افتادن دستش اختصاص دادند. آنان بعدها آن مکان را وقف فلسطینیها کردند و هم اکنون نیز این منطقه به نام «مغاربه» و دروازهای بدین نام در منطقه باستانی بیت المقدس وجود دارد. پس از بازگشت شعیب و چند سال زندگی، نهایتاً شعیب در الجزایر مُرد و امروزه آرامگاه ابومدین در تِلمسان الجزایر و محل دفن دستش در بیت المقدس؛ نمادهای روشنی برای نشان دادن عمق روابط عاطفی میان این دو ملت است. بعدها و در اثر انقلاب الجزایر از یوغ استعمار؛ بسیاری از فلسطینیان در کنار الجزایریها در استقلال آن کشور شانه به شانه مجاهدان الجزایری جان خود را از دست دادند و برگ زرینی از همگرایی دو ملت را نشان دادند.
سوم؛ در جریان «یوم النکبه ۱۹۴۸» حمایتهای مالی و انسانی مردم الجزایر از قدس و مردم فلسطین جان تازهای گرفت و دولت الجزایر یکی از نخستین کشورهایی بود که تمام قد به دفاع از اشغال فلسطین و محکومیت تجاوز اسرائیل رأی داد. چندی بعد «هواری بومدین» رئیس جمهور الجزایر رسما اعلام کرد «نحن مع فلسطین ظالمه أو مظلومه/ ما با فلسطین هستیم؛ چه ظالم باشند و چه مظلوم». امروزه این شعار، رایج میان مردم سرزمین الجزایر است و متن این شعار در بسیاری از بیلبوردهای خیابانی پایتخت الجزایر و سرتاسر این کشور مشاهده میشود. در جنگ برق آسای ۱۹۷۳، الجزایر نیروهای ارتش خود را به مصر گسیل کرد تا در برابر اسرائیل جنایتکار بجنگند. یاسر عرفات رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین نیز در سال ۱۹۸۸ در کاخ ریاست جمهوری «صنوبر» در پایتخت الجزایر رسماً برپایی دولت فلسطین را اعلام کرد و این حتی پیش از اعلام رسمی این کشور در مجامع بین المللی بود. همچنین در محاصره غزه؛ بسیاری از زنان، طلا و جواهرات خود را به پاس همدردی با مردم غزه تقدیم و فصل جدیدی از روابط میان دو ملت را گشودند. در اتفاقی تاریخی و نادر در بازی فوتبال میان فلسطین و الجزایر؛ هنگامی که بازیکن فلسطینی گلی را وارد دروازه الجزایر کرد، سرتاسر هوارداران الجزایر در ورزشگاه؛ از این گل خوشحال و یکصدا تماشاچیان الجزایری؛ فلسطین را تشویق و نشان دادند که بُرد فلسطین در حقیقت پیروزی الجزایر است و باخت تیم کشورشان در مقابل فلسطین، حکم بردی شیرین را دارد و چقدر برایشان مسرت بخش است!!!
چهارم والنهایه؛ شواهد بالا گوشهای از درهم تنیدگی تاریخی، فرهنگی، امنیتی و سیاسی دو ملت دوست و برادر الجزایر و فلسطین است و در حقیقت فلسطینیها، الجزایر را «وطن» خود دانسته و برای الجزایریها، سرزمین فلسطین حکم «مسقط الرأس» دارد؛ تا جایی که برخی به کنایه گفتهاند اگر فلسطین در قاره آفریقا و هم مرز با الجزایر بود، هر دو یک کشور واحد قرار میگرفتند و مرزهای زمینی را کاملا از بین میبردند.
bathaei.ali@gmail.com
نظر شما