نسخه طراحی و پیچیده شده این روزهای محور غربی - صهیونیستی علیه کشورمان، شامل سرفصلهایی است که در نهایت وادار ساختن جمهوری اسلامی ایران به پذیرش تمام شرط و شروط مد نظر آنها را هدف گرفته است. این برنامه که به موازات تغییر و تحولات سیاسی در کشورمان جریان دارد، دارای دو بعد تشویقی و تنبیهی است. در باب اقدامات ظاهری مثبت غرب برای همراه ساختن دولت رئیسی با خواستههای آنها موارد زیر قابل توجه است: ۱- امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه که کشورش در تمام طول مدت مذاکرات برجامی و حتی پس از آن در نقش پلیس بد ظاهر شد و همواره در کنار آمریکا علیه منافع ایران نقش آفرینی کرد، تنها چهار روز پس از مراسم تحلیف ابراهیم رئیسی با وی تماس برقرار کرد تا وی را به ماندن در برجام تشویق کند. ۲- «موتگی توشیمیتسو» وزیر خارجه ژاپن که دولتش از پرداخت پول های بلوکه شده نفتی ایران خودداری میکند، حالا درصدد است برای دیدار با مقامات دولت جدید ایران در اواسط ماه آگوست به تهران سفر کند. ۳- یک ماه پیش نیز برخی رسانهها از موافقت ایالات متحده با آزادی بخشی از پول بلوکه شده ایران در ژاپن و کره جنوبی خبر دادند، ولی به اذعان تحلیلگران امکان ورود این منابع به داخل ایران وجود ندارد و در عمل این اقدام به نام تهران و به کام دیگران است.
نشان دادن این آبنبات چوبی برای همراهسازی دولت جدید تهران با رویکرد غرب در حالی است که طرف آمریکایی بخش دوم رویکرد خود را به تهدید کشورمان متمرکز کرده است. پس رژیم صهیونیستی در بازی هماهنگ با واشنگتن، ۷مرداد ماه توطئه حمله پهپادی ایران به نفتکش اسرائیلی «امتی مرسر استریت» در نزدیکی سواحل عمان را کلید زد. در روزهای بعد جنجال رسانهای پردامنهای از سوی رسانههای غربی، علیه کشورمان به راه افتاد و هر چند این اتهامزنی بهطور قاطع از سوی کشورمان رد شد، اما دولت انگلیس و آمریکا در طول حدود دو هفته گذشته از تهدید به اجماعسازی برای عملیات علیه ایران فروگذار نکردند.
اکنون این پرسش مطرح است که در آستانه روی کار آمدن رئیسی، سیاست دوسویه و متناقض محور شرارت علیه کشورمان که ملغمهای از تهدید و تشویق را دربرمیگیرد، برای چیست و چه اهدافی را دنبال میکند؟ واقعیت این است که اگرچه رئیسجمهور در سخنان چندباره خود بر مهم بودن اصل مذاکره اشاره کرده، ولی نکتهای که غرب را نگران میکند تأکید وی بر این موضوع است که هیچگاه مانند دولت گذشته مسائل کشور را به برجام گره نخواهد زد. رئیسی در مراسم تحلیف خود هم بر توسعه روابط با همسایگان به عنوان اولویت مهم تأکید کرد و این هم میتواند به معنی دوری از غرب تعبیر شود. این رویه در حالی است که باوجود تلاش غرب در وانمود کردن به نارضایتی از برجام، توافقنامه هستهای برای غرب همه چیز است. آمریکا به صدها دلیل از رویارویی بیشتر با جمهوری اسلامی واهمه دارد. آنها در دوره ترامپ فشارهابر علیه جمهوری اسلامی را به حداکثر رساندند که بعضاً به برخورد محدود نظامی میان دو طرف هم منجر شد، ولی در نهایت نه تنها تهران از مواضع خود عقب ننشست بلکه امروز مقامات آمریکایی به صراحت از شکست این طرح سخن میگویند. در این میان و در حالی که آمریکا دیگر اعتبار گذشته را ندارد و از سوی دیگر با چالشهای بسیاری دست به گریبان است، بایدن با انتخاب این رویکرد دوگانه در همراهی با متحدان خود میخواهد با مدیریت فشار بر دولت رئیسی، نگرش او در حوزه سیاست خارجی را تغییر دهد و به حفظ برجام البته با بندهای جدید مد نظر خود متقاعد سازد. مجموعه این اقدامات برای این است که فشار بیشتری بر جمهوری اسلامی وارد شود تا با شرایط طرف آمریکایی در چارچوب مذاکرات وین کنار بیاید و در نهایت معامله پیشنهادی آمریکا را بپذیرد. تهران ولی با آگاهی از توطئه طراحیشده اعلام کرده حتی حاضر به کم یا زیاد شدن یک ویرگول از متن توافق برجام و توسعه آن به دیگر حوزهها نیست. جمهوری اسلامی بهخوبی از امکانات خود آگاهی دارد. امروز فضا برای درانداختن طرحی نو مهیاست و آنچیزی که میتواند این مسئله را رقم بزند مدیریت درست و جهادی و اعتماد به توان داخلی است، نه دل سپردن دوباره به وعدههای طرف غربی.
نظر شما